عز الدين حسينى زنجانى

15

راه رستگارى (كند و كاوى در باب ايمان و اسلام) (فارسى)

اساس ايمان و معرفت قلبى در عرف شرع عبارت است از : باورداشتن همهء ضرورىهاى دينى كه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله بيان فرموده است . بنابراين ، به عقيدهء اين حكيم ، ايمان ، يعنى شناخت ؛ و ايمان به خدا ، يعنى شناخت خدا ؛ و ايمان به معاد ، يعنى شناخت رستاخيز ؛ و در يك كلمه ، ايمان معادل معرفت است . به نظر مىرسد كه برداشت اين فيلسوف بزرگ از مفهوم ايمان ، ناتمام باشد و مىتوان به آن ، دو نوع پاسخ نقضى و حلّى داد : الف ) پاسخ نقضى هر چند « شناخت » جزءِ مهمّ ايمان است ، امّا همهء ايمان نيست ، بلكه توأَم با عنصر ديگرى است كه با استناد به آيات قرآنى به توضيح آن مىپردازيم . خداوند در شناساندن شيطان مىفرمايد : « أَبى وَاسْتَكْبَرَ وَكانَ مِنَ الْكافِرينَ » « 1 » ؛ او گردن كشى و استكبار نمود و از كافران بود . چنان‌كه از منابع ديگر استفاده مىشود ، همين شيطان ، متّصف به خداشناسى ، نبىشناسى و معادشناسى در سطحى بسيار عالى است . او خدا را به عزّت و عظمت مىشناخت ، با اين حال ، علاوه بر سرپيچى از فرمان الهى در تأكيد عزم خود مىگويد : « فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ » « 2 » ؛ سوگند به عزّت و عظمت تو ، البته همه را فريب خواهم داد . شيطان اگر ذات مقدّس الهى را نمىشناخت ، هرگز عزّت او را درك نمىكرد و به آن قسم نمىخورد ؛ پس درك عزّت ، درك رفعت و

--> ( 1 ) . بقره ( 2 ) آيهء 34 ( 2 ) . ص ( 38 ) آيهء 82